اطلاعات مطلب
3 آذر 1392

جلسه هفتم - چشم انداز جغرافیایی

دسته بندی: ترم اول (مهر92) » فلسفه و سیر تکوینی جغرافیا

دانش جغرافیا بیش از آنکه در مورد پراکندگی پدیده ها تاکید کند، تاکید آن بر شناخت روابط بین آنهاست. بر این اساس فضای جغرافیایی به معنا و مفهوم میدان تقسیم بخشی متقابل پدیده هاست و بر این اساس می توانیم در بیان این روابط از اصول ریاضی، دانش آمار و به طور کلی تحلیل روابط کمی  کمک بگیریم.
برای شناخت فضاهای جغرافیایی یا به عبارتی برای اینکه بتوانیم یک فضا را از سایر فضاها تفکیک کنیم از دو اصل می توانیم بهره بگیریم اول اصل تجانس و همگنی (مشابهت) و دوم اصل تضاد و تباین. در واقع آنچه که یک فضای جغرافیایی را شکل می دهد همان تجانس و همگنی است
در نتیجه ی رفت و آمدها و کنش متقابل بین پدیده ها یک نوع مشابهت و همگنی به وجود می آید که باعث می شود فضای جغرافیایی ما را از دیگر فضاها متمایز کند.
اما اصل تضاد و تباین عکس اصل اول است.
مفهوم فضای جغرافیایی معمولا بر حسب افراد و نقش های آنها برحسب ویژگی های ادوار تاریخی متغیر است و در واقع این نکته را به ما یادآوری می کند که فضای جغرافیایی را باید در زمان شناخت و شرایط زمانی می تواند در روابط فضایی تاثیر گذارد.
چشم انداز: مفهوم چشم انداز نیز یکی از مفاهیم کلیدی دانش جغرافیا است به طوری که حتی بعضی از جغرافی دانها تعریف دانش جغرافیا را بر اساس همین مفهوم (چشم انداز) ارائه کرده اند. بر این اساس عده ای از جغرافی دانها معتقدند چشم انداز واحد مطالعه ی علم جغرافیا است. در واقع و بر این اساس معتقدند که چشم انداز جغرافیایی با تمامی اجزاء تشکیل دهنده ی آن اعم از اشکال طبیعی و فرهنگی مجموعه ای (یا سیستم یا نظامی) را تشکیل می دهد که ما به این مجموعه چشم اندازه جغرافیایی می گوییم. بر این اساس هدف جغرافیا مطالعه ی چشم اندازهاست چون یک چشم انداز جغرافیایی در واقع سیستم یا نظامی از اشکال طبیعی و فرهنگی است که آثار انسانی را در محیط خود و در طول زمان نشان میدهد. در چشم اندازهای جغرافیایی می توان گفت که اثر متقابل انسان و طبیعت کاملا آشکار است مثل آن است که چشم اندازهای جغرافیایی در نتیجه ی همکاری و همسازی انسان و طبیعت به وجود آمده است. واژه چشم انداز قبل از جغرافی دانها عمدتا به وسیله ی نقاشان به کار گرفته شد و بعدها در ادبیات معماری نیز مورد استفاده قرار گرفت. جغرافی دانان در مواجهه ی با این مواجهه از آن معمولا برای تشریح مناظر جغرافیایی استفاده کردند. در دوره ای که دوره ی توصیف در جغرافیا محسوب می شد واژه ی چشم انداز برای تبیین و معرفی منظره های طبیعی و یا مناظر فرهنگی و هنری عمدتا مورد استفاده قرار می گرفت. اما در دوره ی تحلیل جغرافی دانها چشم انداز را به مصابه یک سیستم فضایی می دانستند که تمامی اجزا و عناصر آن به هم مرتبط هستند. چشم انداز را در واقع اینطور تعریف می کردند که چشم انداز یک سیستم فضایی است که تمام اجزای آن باهم در ارتباط دارند.
برسی جداگانه ی هرکدام از اجزا و عناصر یا پدیده های چشم انداز بدون ارتباط آن با سایر اجزا یا پدیده ها و بدون ارتباط آن با کلیت چشم انداز غیر ممکن است. جغرافی دانها چشم انداز را تشبیه می کنند به یک قالی یا فرش، همچنان که ما نمی توانیم با برسی یک نقش موجود در قالی به شناخت جامعی از آن فرش دست بیابیم به همین ترتیب نمی توانیم با مطالعه ی مجزاء و جداگانه ی اجزا و عناصر چشم انداز و یا پدیده های آن به شناخت چشم انداز دست پیدا کنیم. بلکه بایستی درهر مطالعه ی چشم انداز تمام سیستم چشم انداز را یکجا مطالعه کرد. حتی برای کشف روابط و ارتباطات بین پدیده ها در چشم انداز بایستی تمام سیستم را به صورت یکجا مطالعه کنیم. دومین دست آورد و نتیجه ی این تعریف جغرافی دانها از چشم انداز این است که هر یک از اجزا و عناصر چشم انداز در برپایی و دوام و قوام سیستم چشم انداز نقش خاص و جداگانه ای دارد به طوری که هر گونه تغییری در یکی از اجزا و عناصر چشم انداز با توجه به جایگاه و نقش آن عنصر یا عامل در برپایی چشم انداز یا با توجه به کارکرد آن عنصر در چشم انداز این تغییر به سایر اجزا و عناصر چشم انداز و در نهایت به کلیت چشم انداز منتقل می شود به عنوان مثال در چشم انداز سکونت گاه های روستایی نقش اقلیم به عنوان یکی از عناصر و عوامل تاثیر گذار در برپایی چشم انداز در کارکردهای آن نقش محوری دارد. حال اگر چنانچه تغییری در وضعیت این عامل ایجاد شود مثلا وقوع خشکسالی که در واقع با تغییر در چشم انداز با توجه به جایگاه این عنصر و نقشی که در برپایی چشم انداز دارد و به تدریج به سایر پدیده ها منتقل شده و کلیت چشم انداز دچار تغییر می شود. مشکل آب مهمترین عارضه ی خشکسالی است که کمبود آب بر رویش گیاهی و تولیدات اقتصادی چشم انداز را دچار افت خواهد کرد و در نتیجه افت توان اقتصادی خانوارهای روستایی را در پی دارد که از تبعات آن می توان به افت وضعیت بهداشت و ... منجر می شود که ملاحظه می شود با یک تغییر در بخش کوچکی از چشم انداز کل آن چشم انداز از نظر بقاء، دوام و توسعه آن با خطر مواجه می شود. البته باید به این نکته دقت داشت همچنان که تغییرات و بحران هایی که در چشم انداز اتفاق می افتد می تواند منجر به تخریب چشم انداز شود و حیات آنرا به خطر بیاندازد این تغییرات می تواند در بُعد مثبت آن اتفاق افتد برای مثال اگر ما یک نوآوری جدید را برای استفاده ی مطلوب از منابع آب به کار بگیریم (مثلا سیستم آبیاری سنتی را به سیستم نوین تبدیل کنیم) این نوآوری می تواند در گام اول باعث صرفه جویی قابل ملاحظه ای در منابع آب روستا شود که سبب افزایش راندمان تولید و شکوفایی اقتصادی روستا خواهد شد که به تبع افزایش جمعیت روستا را منجر می شود و به همین ترتیب سایر بخش ها مانند معماری روستا، وضعیت بهداشت و ... تغییر و ارتقاء خواهد یافت و این از آن جهت است که درآمد خانوارها افزایش یافته است.
اما آخرین کابرد و استفاده ای که از این مفهوم می توانیم ببریم استفاده از مفهوم چشم انداز در جهت برنامه ریزی است چون ما با مطالعه ی چشم انداز و با توجه به شناختی که از روابط بین اجزای چشم انداز پیدا می کنیم این شناخت باعث می شود که نقاط حساس و یا نقاط مساله خیز و بحران آفرین چشم انداز را شناسایی کنیم که نکته ی بسیار مهمی است. معمولا یکی از معضلات و مشکلاتی که ما در برنامه ریزی چشم اندازها داریم همین مساله است یعنی چون نمی دانیم که کدام عنصر یا کدام بخش از چشم انداز نسبت به بقیه اهمیت بیشتری دارد معمولا در شناخت دردها و معضلات و مشکلات چشم انداز ناتوان هستیم.
یکی از کاربرهای بسیار مهم شناخت چشم اندازهای جغرافیای شناسایی مشکلات و معضلات اساسی چشم انداز است.
نکته ی دیگر در بحث چشم انداز در شکلگیری و برپایی هر چشم اندازی می توان گفت یک فرایند خاصی حکم فرماست. مثلا در ایجاد یک چشم انداز صنعتی آنچه سبب شکلگیری این چشم انداز می شود فرایند نظام و حکومت بر صنعت آن جامعه است.

شما وارد سايت نشده ايد. جهت ارسال نظر در سايت وارد شويد
اگر تاکنون ثبت نام نکرده ايد اينجا کليک کنيد.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.