اطلاعات مطلب
27 آبان 1392

جلسه ششم - فضای جغرافیایی

دسته بندی: ترم اول (مهر92) » فلسفه و سیر تکوینی جغرافیا

فضای جغرافیایی در وسیعترین شکل یا معنای خود در برگیرنده ی  قشر جامد زمین (سطح زمین) و بخشی از زیست سپهر یا بیوسفر است و به عبارت دیگر فضای جغرافیایی همان فضای قابل سکونت (اکومن) است. محدوده یا قلمروی از سطح زمین است که شرایط طبیعی آن زندگی اجتماعی را میسر می سازد بنابراین قلمرو خارخ از زیست سپهر یعنی جایی که امکان زندگی اجتماعی انسان را ندارد جزء فضای جغرافیایی نیست. در بخش زیست سپهر یا بیوسفر بدون امکانات خاص نیز انسان می تواند به زندگی ادامه دهد بنابراین برای مثال بخشهایی از قطب شمال یا جنوب با اینکه پای انسان به آن باز شده است اما امکان زندگی بدون امکانات خاص در آن وجود ندارد جزء قلمرو فضای جغرافیایی نیست. فضای جغرافیای فضایی است که برای ادامه ی حیات و بقای بشریت مورد استفاده قرار می گیرد. شاید اینگونه تصور شود که فضای جغرافیایی یک فضای طبیعی است اما  اینطور نیست و فضای جغرافیی زاییده ی روابط اجتماعی انسانها است و در واقع این فضا مخلوق انسانها است. بنابراین فضای جغرافیایی را نمی توان فضایی طبیعی به حساب آورد و فضای جغرافیایی فضایی اجتماعی است و صورت ساخت این فضا آفریده ی کنش انسانی می باشد. البته فضا ی جغرافیایی بر اساس و با تیکه بر دو قانون یا دو مفهوم بنیادی شکل می گیرد: اول اصل جدایی (spacement) و دوم اصل فاصله (distance) .
استقرار پدیده و مکانها در فضای جغرافیایی آرایش یافته و فاصله دارد است یعنی مکانها در فضای جغرافیایی هم از هم جدا هستند و هم توزیع آنها در فضا تصادفی نیست و دارای آرایش خاصی است. توزیع و استقرار پدیده ها (آرایش و انتظام فضاهای جغرافیای) معمولا از قوانین تجربی (مانند قانون جازبه نیوتون و قانون نسبیت انشتین) تبعیت می کند اما به طول اجمال و خلاصه می توان گفت که فضای جغرافیایی مجموعه ای نقاط و گره ها، پدیده ها و مکان ها و مهمتر از همه روابط بین آنها که معمولا در سطح کره ی زمین تشکیل می شود و به مرور زمان متحول می گردد. لذا می توان گفت که فضای جغرافیایی (علاوه بر طول، عرض و ارتفاع) دارای بعد چهارمی نیز می باشد و آن بُعد زمان است. تاکید دانش جغرافیا یکی بر شناخت مفهوم فضا است (اینکه فضا چگونه شکل می گیرند و متحول می شوند) و تاکید دوم آن بر شناخت یا برسی روابط جغرافیایی است. در واقع می توان گفت که روابط انسان-محیط را ابتدا از لحاظ فضا در سیر زمان مطالعه می کند و سپس برای توضیح چگونگی نظم زیر مجموعه ها در سطح زمین تلاش می کند (چگونگی پراکندگی انسان در سطح زمین از نظر ارتباطات آن با عوارض طبیعی و دیگر انسان مورد مطالعه قرار می گیرد)
اما ساختار جغرافیایی که از آرایش و چگونگی سازمان یابی پدیده ها به وجود می آید این ساختار فضایی معمولا نتیجه ی عملکرد فرایندهای طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. بنابراین می توان گفت که بین ساختار فضایی و فرایند فضایی تفاوت وجود دارد. معمولا ساختار فضایی در نتیجه ی آرایش پدیده ها و سازمان یابی آن در سطح زمین محسوب می شود و چهره ای ثابت دارد اما فرایند فضایی یک نوع تحرک و پویایی را در سطح زمین نشان می دهد. و همچنان که گفتیم ساختار فضایی نتیجه ی فرایندهایی است که حاکم بر فضا می باشد. لذا آن مفهوم نظم دهنده ی جغرافیا که شامل توزیع فضایی و روابط مکانی است و همچنین روابط بین پدیده ها می باشد خود یک فضای سه بعدی است که این ابعاد شامل وسعت، تراکم و جایگزینی می باشد. در این ارتباط البته عامل فاصله که بخش های مختلف فضا را از هم جدا می کند یکی از ارکان مهم فضا محسوب می شود و به همین خاطر بیشترین تحلیل ها و تفاسیر جغرافیایی در ارتباط با پراکندگی فضایی و تغییرات فضایی و همچنین سازمان  می باشد. موضوعاتی نظیر چگونگی پراکنش جنگلها، خطرات ناشی از طوفان، چگونگی استقرار و توزیع جمعیت، توزیع فضایی سکونت گاهها، توزیع فضایی فقر، مطالعه ی جریانهای اطلاعاتی و کنش متقابل جریانها و ... موضوعاتی هستند که عمدتاً مورد توجه علم جغرافیا می باشند.
الگوهای فضایی نیز یکی دیگر از مباحث مورد توجه جغرافیا است چون یکی از الگوهای فضایی نماینده ی عملکرد فرایندهای طبیعی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خاصی است به همین خاطر هر یک از الگوهای فضایی می تواند معرف حتی یک نظام اقتصادی اجتماعی، دیدگاه فلسفی و حتی جهان بینی دینی خاصی باشد. به عنوان نمونه الگوهای فضایی تمرکزگرا معمولا محصول عملکرد نظام سرمایه داری محسوب می شوند مثلا الگوی تمرکز گرای جمعیت و سکونت گاهها، الگوی تمرکزگرای فعالیت ها (خصوصا فعایتهای صنعتی ) . معمولا در جوامع سرمایه داری با توجه به اصول حاکم بر این نظامها عملکرد و اصول نظام سرمایه داری نهایتا منجر به خلق الگوی فضایی متمرکز می شود مثلا در ارتباط با فعالیت های اقتصادی (مانند صنایع) به صورت مجتمع های عظیم صنعتی در فضا آن هم در نقاط مشخص به صورت متمرکز استقرار می یابند و در این فضا نظام سرمایه داری مانع از شکل گیری واحدهای کوچک می شود. تمرکز در ذات نظام سرمایه داری است اما بر خلاف نظام سرمایه داری مثلا در نظام سوسیالیستی فعالیت های صنعی، خدماتی و .. در فضای جغرافیایی توزیع یک نواختی خواهند داشت و در این نظام به جای رقابت اصل انحصار حاکم است لذا مراکز جمعیتی به جای تمرکز در نقاط معین و شکلگیری شهرهای عظیم و بزرگ جمعیت به صورت پراکنده در فضا مستقر می شود و یا به جای استقرار صنایع عظیم صنعتی در نقاط مشخص صنایع به صورت واحدهای کوچک و سبک در فضا توزیع می شوند چون معتقدند که آن عاملی که سبب تمرکز می شود در واقع حذف رقبا است.
ساختارهایی که ما می بینیم (از استقرار صنعت، جمعیت، مزارع کشارورزی و ...) این ها تصادفی به وجود نیامده و محصول عملکرد یک برآیند خاص است. دانش جغرافیا اولا  به مطالعه ی این پراکندگی ها (الگوی استقرار و توزیع جغرافیایی مکان ها و ...) می پردازد و درک این مساله که چه چیزی سبب این توزیع و پراکندگی می شود. برای شناخت قواعد حاکم بر الگوی استقرار (الگوهای پراکندگی) در جغرافیا ما از دو قانون جاذبه نیوتون و نسبیت انشتین استفاده کنیم مثلا برای الگوی سازمان بهداشت و درمانی در ایران از یک شبکه ی الگوی سازمانی یا توزیع بهداشتی از خانه های بهداشت در محلات و روستاها گرفته با شکلگیری بیمارستان های تخصصی، استقرار و توزیع این مراکز در فضا نظام مند است.
مطالعه ی فضای جغرافیایی و شناخت قوانین و قواعد فضایی و پیش بینی هایی که طبق این قوانین صورت می گیرد یکی از زمینه های کاربردی دانش جغرافیا است به همین خاطر است که می گویند مفهوم فضای جغرافیایی بیش از گذشته علم جغرافیا را تبدیل به یک دانش تجربی کرد.
یکی دیگر از کاربردهای مفهوم فضا تجزیه و تحلیل روابط مکانی است (قلمرو فضای جغرافیایی وسیعتر از مکان است چون ما موقعیت هر نقطه ای از زمین را در مکان جغرافیایی جستجو می کنیم اما حال اگر بخواهیم مکان جغرافیایی را مورد جستجو قرار دهیم به فضای وسعیتری نیاز داریم لذا می توانیم بگویم که فضای جغرافیایی مشمتل بر بیش از یک مکان جغرافیایی است) . ساده ترین شکل روابط بین مکان ها مهاجرت است که به سادگی می توان از اعداد کمی برای آن استفاده کرد.
می توان گفت که یکی از دست آوردهای مهم علم فضایی در جغرافیا رواج روش های آماری و ریاضی در دانش جغرافیاست. علت اینکه مکانها با یکدیگر رابطه دارند نیاز و وابستگی متقابل آنها به هم است و این یکی از رازهای خلقت است یعنی مثلا حتی منابع طبیعی به طور نامساوی در مکان ها و نواحی و مناطق توزیع شده اند. در نگاه اول ممکن است تصور شود که این ناعادلانه است اما اگر قرار بود همه ی مکانها توانها و امکانات آنها مثل هم باشد اولا باید همه ی مکانها شبیه به هم می شدند و هیچ تنوع و تکثری در مکانها نباید دیده می شد و این خوش آیند بشر نیست
شما وارد سايت نشده ايد. جهت ارسال نظر در سايت وارد شويد
اگر تاکنون ثبت نام نکرده ايد اينجا کليک کنيد.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.